
هر الماس طبیعی تاریخچهای عمیق و غنی دارد، اما برخی از آنها گذشتهای دلهرهآورتر و نفرینشدهتر از بقیه دارند.
داستانهای مربوط به الماسهای نفرینشدهی معروف، مانند تراژدیهای یونانی خوانده میشوند. آیا شما هم سرنوشت را وسوسه میکنید و یک الماس نفرینشده را در دست میکنید؟ سنگی که به خاطر نقشش در سقوط سلسلهها و به جا گذاشتن ردی از مرگ و نابودی در مسیرش شناخته شده است؟
الماسها از زمانی که برای نخستین بار کشف شدند، سرشار از قدرتهای عرفانی بودهاند. اعتقاد عمومی بر این است که الماسها شفابخش، محافظتکننده و بیباک هستند و هر چه باشد، نماد جهانی عشق و تعهد هستند. به راحتی میتوان باور کرد که الماسهای طبیعی که طی میلیاردها سال در اعماق زمین تشکیل شدهاند، انرژی کیهانی دارند و در حالی که این انرژی به طور معمول مثبت است، برخی از سنگها به خاطر کارمای بدشان بدنام هستند.
داستانهای این الماسهای نفرینشده، سوژه رمانهای هیجانانگیز هستند و این سنگ را به یک جواهر طبیعی جذابتر و عرفانیتر تبدیل میکنند.
نفرین الماس امید

الماس امید (موزه ملی تاریخ طبیعی)
الماس امید در طول تاریخ ۳۵۰ ساله خود به یکی از معروفترین الماسهای نفرینشده تبدیل شده است. گفته میشود که پس از دزدیده شدن و تراش مجدد، در سقوط و مرگ صاحبانش نقش داشته است. این الماس که در سال ۱۶۷۳ در هند کشف شد، در اصل یک الماس آبی ۱۱۵ قیراطی بود. صاحبان آن، شاه لویی چهاردهم و ماری آنتوانت بودند.
در سال ۱۸۳۹، این سنگ توسط هنری دایموند هوپ خریداری شد و به همین دلیل به این نام نامگذاری شد. پس از مرگ نابهنگام او، خانوادهاش آن را برای پرداخت بدهیهای قمارش فروختند. جواهرساز ویلهلم فالس الماس طبیعی را به دست آورد و کمی پس از آنکه پسرش او را کشت، سنگ را برداشت و بعدها خودکشی کرد.
این موضوع، وارث جوان، ایولین والش مکلین، که الماس نفرینشده را خریداری کرده بود، را نترساند. اما خریدار باید مراقب باشد؛ او با حوادث غیرقابل تصوری روبرو شد، از جمله مرگ پسرش در سن ۹ سالگی و دخترش در سن ۲۵ سالگی. تازه، پس از اینکه شوهرش او را ترک کرد، دیوانه شد و مرد.
وارثان والش مکلین این سنگ را به هری وینستون فروختند، که پس از گشت و گذار با این الماس بدنام در سراسر کشور، تصمیم عاقلانهای گرفت و آن را به موزه اسمیتسونیان اهدا کرد. او در اقدامی معروف، این الماس بیقیمت را با هزینه پستی ۲.۴۴ دلار از طریق پست ایالات متحده به موزه ارسال کرد. شاید هری وینستون فقط میخواست خود را از آن الماس دور نگه دارد.
نفرین الماس سانسی

الماس ۳۵ قیراطی گلابی شکل بو سانسی در پیشنمایش مطبوعاتی حراج ساتبی در ۱۰ مه ۲۰۱۲ در ژنو. (GettyImages)
تاریخچه وحشتناک الماس سانسی به عنوان یکی از نمادینترین الماسهای نفرینشده به قرن شانزدهم میلادی برمیگردد. سه نفر از مالکان سلطنتی آن، چارلز جسور از بورگاندی، چارلز اول از انگلستان و لویی شانزدهم از فرانسه، پس از تصاحب این سنگ با مرگهای وحشتناکی روبرو شدند. در طول قرنها، این سنگ برای تأمین مالی جنگها گرو گذاشته شد، دزدیده شد و برای دههها مفقود شد.
در اوایل دهه ۱۶۰۰، این الماس به نام مالک وقت آن، نیکولاس دو هارلی، سینیور دو سانسی، نامگذاری شد که به عنوان وزیر دارایی شاه هنری چهارم خدمت میکرد. هنگامی که خدمتکار وفادار سانسی الماس را به مالک بعدی آن، شاه جیمز اول، تحویل میداد، مورد حمله دزدان قرار گرفت و به جای اینکه گنج را از دست بدهد، آن را بلعید. به هر حال، آن مرد بیچاره به قتل رسید و الماس بعداً از جسد او خارج شد.
وقتی شاه جیمز اول به پول نقد نیاز داشت، آن را به خانواده سلطنتی فرانسه فروخت و در طول انقلاب فرانسه، به سرقت رفت. این الماس دوباره به دست یک شاهزاده روسی افتاد، چندین بار دیگر دست به دست شد و در سال ۱۹۰۶ توسط ویلیام والدورف آستور به عنوان هدیه عروسی لیدی آستور خریداری شد که آن را روی یک تاج قرار داد. در سال ۱۹۷۸، خانواده آستور الماس را به قیمت ۱ میلیون دلار به موزه لوور فروختند و همچنان در آنجا نگهداری میشود.
نفرین اورلوف سیاه

اورلوف سیاه (©برونو وینسنت از طریق گتی ایمیجز)
اورلوف سیاه از همان ابتدا یک الماس نفرین شده بود. الماس سیاه ۱۹۵ قیراطی اصلی، زمانی چشم یک مجسمه هندو از برهما در قرن نوزدهم بود و راهبی که سنگ را از مجسمه دزدید، به قتل رسید. حداقل میتوان گفت که این یک نشانه بد است.
محل اختفای آن برای دههها ناشناخته بود تا اینکه جواهرفروشی به نام جیدبلیو پاریس در سال ۱۹۳۲ الماس را خریداری کرد. کسب و کار او شکست خورد و او با پریدن از یک ساختمان بلند در نیویورک خودکشی کرد.
به طرز عجیبی، دو نفر از اعضای خانواده سلطنتی روسیه صاحب این الماس بودند و هر دو جداگانه خودکشی کردند. چارلز اف. ویلسون شجاع در سال ۱۹۵۰ الماس اورلوف سیاه را به دست آورد و آن را به وزن ۶۷.۵۰ قیراط تراش داد. آخرین باری که این الماس به طور عمومی دیده شد در حراج کریستی در سال ۲۰۰۶ بود. امیدواریم صاحب جدید آن شانس بیشتری داشته باشد.
نفرین الماس کوه نور

تاج سلطنتی ملکه مری، بخشی از جواهرات سلطنتی انگلستان، ۱۹۱۹. این تاج شامل ۲۲۰۰ الماس، از جمله جواهرات معروف کوه نور، کولینان III و کولینان IV است.
کوه نور که در قرن چهاردهم کشف شد، بین چندین مهاراجه حاکم دست به دست گشت، اما هیچکدام از آنها برای مدت طولانی قدرت را در دست نداشتند. این سنگ زمانی شهرت یافت که به شاه جهان، حاکم مشهور مغول ، سازنده تاج محل، تعلق داشت. او این الماس عظیم ۱۸۶ قیراطی را در تخت طاووس معروف خود قرار داد. اما قبل از اینکه بتواند از آن لذت ببرد، توسط پسرش سرنگون و زندانی شد. یک قرن بعد، هنگامی که فرمانده ایرانی، نادرشاه، منطقه را تصرف کرد، آن را «کوه نور» (یا کوه نور) نامید. او این الماس را در بازوبند خود میبست.
یک قرن بعد، زمانی که بریتانیاییها کنترل مراکز تجاری هند را به دست گرفتند، ظاهراً این سنگ به ملکه ویکتوریا داده شد و فصل دیگری به میراث طولانی و وهمآور الماسهای نفرینشده اضافه شد. (بحثها بر سر این بوده که آیا این یک هدیه بوده یا صرفاً از کشور خارج شده است.) در سال ۱۹۱۱، او آن را در تاج امپراتوری نصب کرد. یک شرطبندی مطمئن، زیرا اعتقاد بر این است که نفرین این سنگ فقط برای مردان کشنده است. از آن زمان، این تاج برای زنان سلطنتی محفوظ مانده است. متن هندو در مورد الماس از سال ۱۳۰۶ میگوید: فقط خدا یا یک زن میتواند آن را بدون مجازات بپوشد. امیدواریم که شاهزاده چارلز و ویلیام تاریخچه الماسهای نفرینشده خود را بدانند و این یادداشت را بخوانند.
نفرین الماس ریجنت

جواهرات تاج فرانسوی، الماس ریجنت. (© Musée du Louvre, Departement des Objets d’Art du Moyen Age)
الماس ریجنت ، مانند بسیاری از الماسهای نفرینشده دیگر، شروعی هولناک داشت. در قرن هجدهم ، یک برده هندی این سنگ را کشف کرد و آن را با زخمی که خود به پایش وارد کرده بود، با خود برد. یک فرمانده انگلیسی که به او قول داده بود در قاچاق الماس نفرینشده به خارج از هند به او کمک کند، او را به قتل رساند و سنگ را برداشت.
فیلیپ دوم، نایبالسلطنه فرانسوی اورلئان، که این الماس به نام او نامگذاری شده است، این الماس نفرینشده ۱۴۰.۶ قیراطی را به دست آورد. مانند بسیاری از جواهرات مهم آن دوران، این الماس در طول انقلاب فرانسه ناپدید شد و سرانجام در شمشیر ناپلئون اول (که حتماً سلاح سنگینی بوده است) دوباره ظاهر شد. نفرین الماس گریبان امپراتور را گرفت و پس از شکست در نبرد واترلو، او به جزیرهای کوچک در اقیانوس اطلس جنوبی تبعید و منزوی شد و در آنجا در سن ۵۱ سالگی درگذشت.
نفرین ماه بارودا

مرلین مونرو با نگین ماه بارودا به وزن ۲۴ قیراط. (Michael Ochs Archives / Stringer/ Getty)
داستان از این قرار است که اگر الماس ماه بارودا از دریا یا اقیانوس عبور کند، برای صاحبش بدشانسی میآورد. متأسفانه، به نظر میرسد این شایعات درست هستند و همین امر باعث شده است که این الماس در میان معروفترین الماسهای نفرینشده تاریخ، جایگاه بدنامی پیدا کند.
این الماس زرد فانتزی که در ابتدا حدود ۵۰۰ سال پیش در منطقه گلکنده هند کشف شد، به سنگی گلابی شکل به وزن ۲۴.۰۴ قیراط تبدیل شد. قرنها، این الماس در اختیار گایکوادز بارودا، یک سلسله سلطنتی هندی که حدود ۲۰۰ سال بر بخش بزرگی از غرب این کشور حکومت میکردند، بود.
در اواسط دهه ۱۷۰۰، این الماس برای مدت کوتاهی متعلق به ملکه ماری ترز اتریش، مادر ماری آنتوانت نگون بخت، بود . پس از مرگ او، این الماس به خانواده گایکواد بازگردانده شد. برخی معتقدند که مرگ او به دلیل عبور الماس نفرین شده از دریا بوده است.
داستان از این قرار است که اگر الماس ماه بارودا از دریا یا اقیانوس عبور کند، برای صاحبش بدشانسی میآورد. متأسفانه، به نظر میرسد این شایعات درست هستند و همین امر باعث شده است که این الماس در میان مشهورترین الماسهای نفرینشده تاریخ، جایگاه بدنامی پیدا کند.
در سال ۱۹۵۳، الماس ماه بارودا توسط مایر روزنبام از شرکت جواهرات مایر در دیترویت خریداری شد. او که یک بازاریاب باهوش بود، این الماس استثنایی را روی یک بند چرمی قرار داد، که در آن زمان حرکتی سرکشانه محسوب میشد و آن را به مرلین مونرو پیشنهاد داد تا در حین فیلمبرداری فیلم «آقایان بورها را ترجیح میدهند» در سال ۱۹۵۳ آن را به دست کند. مرلین مونرو، این الماس را مشهور کرد. اما در همان سال، حرفه و زندگی شخصی مونرو رو به افول گذاشت.
ماه بارودا در حراجهای سالهای ۱۹۹۰ و ۲۰۱۸ به ثبت رسید و مالکان آن ترجیح دادند ناشناس بمانند، بنابراین ما از سرنوشت آنها اطلاعی نداریم.
افسانههای پیرامون الماسهای نفرینشده ممکن است ترسناک باشند، اما این افسانهها تنها به جذابیت این گنجینههای طبیعی خارقالعاده میافزایند. الماسهای نفرینشده، با زیباییای که تنها با شهرت تاریکشان برابری میکند، همچنان مجموعهداران، مورخان و رمانتیکها را مجذوب خود میکنند. چه به کارمای بد آنها اعتقاد داشته باشید و چه نداشته باشید، یک چیز قطعی است: این سنگها داستانهای فراموشنشدنی و جواهرات فراموشنشدنی میسازند.
